تبليغاتX
.•* *•. .•*.فقط خشگلا.•* *•. .•*.
.•* *•. .•*.فقط خشگلا.•* *•. .•*.
...

حالم بده!

حالم ازین دنیا و آدمای دروغ گوش به هم میخوره!
حالم از همه چی بهم میخوره!

حالم از تو ام به هم میخوره! تو

تو لعنتی!

 


موضوع : خاطرات خودم
| *| کی ستاره هارو چیدم؟ دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 14:54 توسط ستاره خشگله |
ولنتاین مبارک!

 
 
 
 
 
 
 

 

 روز ولنتاین به همه اونایی که دوسشون دارم مبارک!

به نیت اسم قشنگت که ۵ حرفه ۵ تا شاخه گل میخرم!

۴ تاش طبیعی...۱ دونش مصنوعی..

روی مصنوعی یه کارت میزنم!


" تا روزیکه آخرین گل پژمرده بشه..دوستت دارم!"


موضوع : عشقولانه ها
| *| کی ستاره هارو چیدم؟ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 و ساعت 16:7 توسط ستاره خشگله |
فرياد زدم تو كوچه...زندگي خيلي پوچه!

سه دفعه اومدم تو وبلاگ يه متني نوشتم و عكساشو اماده كردم

كه آپ كنم اما نميدونم چرا قاطي كرد!!!!!


اميدوارم ایندفعه ديگه قاطي نكنه!!!!!!!!


اسم وبلاگمو به اسم قبليش برميگردونم!!


اونيكه بايد ميديد كه اصلا خبر نداره من وبلاگ دارم!!!!

منم كه اونو واسه اون نوشته بودم كه همه چيمو ازم گرفت!!!

به اصرار دياكوي عزيزم...وبلاگم مثه سابق شد!!!!

شاد! مثه هميشه!! قول ميدم اين اخرين باري باشه كه غمگين مينويسم!

*~*~*~*~*~*~*~*~*~*

من مثل یه چشمه ساده بودم
تو ولی از دورنگی سرودی
من به فکر بدیها نبودم
حیف که تو از جنس ما نبودی

حیف که من از همون روز اول
این دلو به تو ارزون فروختم
تو خودت بهتر از من میدونی
مثل یه شمع عاشقونه سوختم


کوچه به کوچه من عاشقونه
به همون خدا که خوب میدونه
از تو و عشق خوب تو گفتم
کیه که قدر عشقو بدونه




موضوع : عشقولانه ها
| *| کی ستاره هارو چیدم؟ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت 16:25 توسط ستاره خشگله |
روياهام...

ميخواهم برايت از روياهايم بگويم
روياهايي به وسعت دنيا..دنيايي به سياهي روزگارم..
بگذار بگويم اين دخترك تنها...شب عروسي اش رو چگونه تصور ميكند..
اول! زمان و مكانش را ميگويم تا خودت را اماده سازي براي پذيرفتن اين موجود ناشناس!
زمان عروسيمان در سياهترين روز تاريخ
و مكان آن در گورستان قديمي شهرمان ميباشد..
ميخواهم عروس سرزميني شوم كه تمام مردمانش لباس سفيد به تن دارندو خاموشند
و چه لذت بخش است در سكوت فرياد زدن!
من و تو با هم از قبر ها عبور ميكنيم ...
مردگان سفيد پوش به استقبالمان مي آيند..
راسي! لباس عروسم را از يكي از زنان انجا به امانت گرفته ام..
چون نميخواستم براي لباس از زنده هاي مرده پرست منت بكشم!
و تو هم لباس سفيد زيبايي به تن داري ..
سفره عقدمان را در نوراني ترين قسمت قبرستان چيده ايم..
تو حلقه اي درست شده از ياقوت درد و نگين غم به انگشتم ميكني...
من و تو اولين دلدادگان تاريخ هستيم كه در بزم تنهايي مان
به جاي نقل..خاك سرد بر سرمان ريختن!
 
اين بود تمام روياهاي من
البته روياهاي از دست رفته!!!

موضوع : عشقولانه ها
| *| کی ستاره هارو چیدم؟ شنبه هفتم بهمن 1385 و ساعت 15:55 توسط ستاره خشگله |