|
......
واسه کسی که نمیاد.... چگونه فراموشت كنم تو را! كه از خرابه هاي هرزگي به قصر عشق هدايتم كردي و عاشقي بي قرار و ياري با وفا براي خويش ساختي آهو بره اي شدي كه دوستي گرگ را پذيرفتي و براي اشكهاي او شانه هايت را ارزاني ساختي و با صداقت عاشقانه ات دلش را به درد آوردي چگونه فراموشت كنم تو را… كه سالها در خيالم سايه ات را مي ديدم و تپش قلبت را حس مي كردم و به جستجوي يافتنت به درگاه پروردگار دعا مي كردم كه خدايا پس كي او را خواهم يافت؟ چگونه فراموشت كنم تو را!… كه آن زمان با تولدت در قلبم همه را فراموش كردم ، برايم تمامي اسمها بي گانه شده اند و همه خاطرات مرده اند… دستم را به تو مي دهم ، قلبم را به تو مي دهم ، فكرم را به تو مي دهم… بازوانم رو به تو مي بخشم و نگاهم از آن توست و شانه هايم كه نپرس!… ديگر با من غريبه اند و تمامي لحظه ها تو را مي خواهند و براي عطر نفسهايت دلتنگي مي كنند… چگونه فراموشت كنم تو را…! كه قلم سبزم را به تو هديه كرده ام كه حتي نوشته هايت همرنگ نوشته هاي من باشد… پيش تر ها سبز را نمي شناختم بهتر بگويم با سبز رفاقتي نداشتم…! سبز را با تو شناختم و دلم مي خواهد كه با ياد تو هميشه سبز بنويسم!.. دستت را به من بده …فكرت را به من بده….سرت را به روي شانه هايم بگذار و بگذار عطر نفسهايت را ميان هم قسمت كنيم
موضوع : خاطرات خودم | *| کی ستاره هارو چیدم؟ یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 13:28 توسط ستاره خشگله | |
درباره وبلاگ
![]() اینجا فقط و فقط در مورد خشگلا مطلب مینویسیم! همین و بس! منو ي وبلاگ
ستاره های کم نور!
ستاره های سهیل
کیا ستاره دوست دارن؟
چندنفر اومدن ستاره چینی؟
کی آسمونو ساخته
.
|