.•* *•. .•*.فقط خشگلا.•* *•. .•*.
|
روياهام...
ميخواهم برايت از روياهايم بگويم
روياهايي به وسعت دنيا..دنيايي به سياهي روزگارم..
بگذار بگويم اين دخترك تنها...شب عروسي اش رو چگونه تصور ميكند..
اول! زمان و مكانش را ميگويم تا خودت را اماده سازي براي پذيرفتن اين موجود ناشناس!
زمان عروسيمان در سياهترين روز تاريخ
و مكان آن در گورستان قديمي شهرمان ميباشد..
ميخواهم عروس سرزميني شوم كه تمام مردمانش لباس سفيد به تن دارندو خاموشند
و چه لذت بخش است در سكوت فرياد زدن!
من و تو با هم از قبر ها عبور ميكنيم ...
مردگان سفيد پوش به استقبالمان مي آيند..
راسي! لباس عروسم را از يكي از زنان انجا به امانت گرفته ام..
چون نميخواستم براي لباس از زنده هاي مرده پرست منت بكشم!
و تو هم لباس سفيد زيبايي به تن داري ..
سفره عقدمان را در نوراني ترين قسمت قبرستان چيده ايم..
تو حلقه اي درست شده از ياقوت درد و نگين غم به انگشتم ميكني...
من و تو اولين دلدادگان تاريخ هستيم كه در بزم تنهايي مان
به جاي نقل..خاك سرد بر سرمان ريختن!
اين بود تمام روياهاي من
البته روياهاي از دست رفته!!! موضوع : عشقولانه ها | *| کی ستاره هارو چیدم؟ شنبه هفتم بهمن 1385 و ساعت 15:55 توسط ستاره خشگله | |
درباره وبلاگ
![]() اینجا فقط و فقط در مورد خشگلا مطلب مینویسیم! همین و بس! منو ي وبلاگ
ستاره های کم نور!
ستاره های سهیل
کیا ستاره دوست دارن؟
چندنفر اومدن ستاره چینی؟
کی آسمونو ساخته
.
|